الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

289

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

البته در اثر عادتى كه فكر ما به واسطهء انس دائمى خود به حوادث زمانى و مكانى پيدا كرده ، در آغاز در اذهان مردم به غلط افتاده فضايى خالى از موجودات ، و زمانى داراى امتداد غير متناهى در حجم و عرض و عمق فرض كرده سپس پديدهء جهان را مانند بچه‌اى نوزاد در مهد مكان گذاشته و به دست دايهء زمان كه قبلًاآماده بوده سپرده و منتظر تربيت و تكميلش مىباشيم . ولى در همين تصوير ، از اصولى كه سابقاً مبرهن كرده‌ايم بايد غفلت نكرد : 1 . جهان ماده يك واحد حركت است . 2 . زمان و مكان ساختهء خود جهان‌اند نه مقياسى بيرون از جهان . 3 . زمان چون ساختهء حركت است با اختلاف حركات ، مختلف خواهد بود و ما تنها متوجه يك حركت ( نسبتاً ) عمومى مىباشيم و آن حركت شبانه‌روزى است و الفاظ زمانى ما از قبيل « گذشته » ، « آينده » ، « اكنون » ، « هميشه » ، « گاهى » و نظاير آن‌ها ترسيم كننده و ممثّل حالاتى هستند كه ما با وضع حاضر از زمان عمومى خودمان ، ديده يا انديشده‌ايم . 4 . در ميان اجزاى عالم موجوداتى مجرد و خارج از حكم ماده و زمان و مكان هستند كه قابل انطباق به زمان و مكان نيستند . مانند عقل ، روح انسانى ، مفاهيم كلى و قواعد علمى و رياضى . چون هر حركتى را محركى است هر پديدهء پديدآرنده مىطلبد . هر مثلثى مساوى با دو زاويه قائمه است جدول ضرب فيثاغورث و غيره كه از دايره زمان و مكان بيرون هستند . يادآورى اين اصول نام‌برده و لوازم آن‌ها انديشهء نام‌برده را از سَرِ ما بيرون كرده و در نتيجه در تصور گذشته و آيندهء جهان و مجموع تفصيلى آن‌ها در برابر يك تاريكى قرار مىگيريم كه بىترديد خرد دورانديش و ريز بين ما سر از پاى نمىشناسد . يعنى چگونگى خلقت جهان آغاز و انجام آن و تطوراتى كه عالم به خود گرفته و سرانجام چه مىشود بر ما مجهول است . آن‌وقت مىفهميم كه در اين انديشه ، مانند كسى هستيم كه از حس سامعه محروم بوده